...::زهرا::....
بســـــم رب الــــــــــزهــــــــــــرا
زهرای من بر یاری من جان سپر کرد
از کوچه ها با چادر خاکی گذرد کرد


و میان شب غریب علی که نگاه مهر فاطمه بر صورتش خیره ماند و میان روزی که سیلی بر دستان
دردانه ی محمد(ص)زدند....تنها خدا میداند که مهدی آن شب بر بی پناهی مادر آسمان وار گریست
که نامو س علی بود که آنگونه یزید وار تازیانه میخورد وبه عشق عشقش خم به ماه چهره نیاورد.
التمــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــا

به که واگذارم میکنی؟