حضرت فاطمه علیهاالسلام برترین زنان جهان است،
|
| |
|
|
|
| |
|
|
خطبتها عليهاالسلام في مرضها لنساء المهاجرين والانصار قال سويد بن غفلة: لمّا مرضت فاطمة عليهاالسلام المرضة الّتي توفّيت فيها، دخلت عليها نساء المهاجرين و الانصار يعدنها، فقلن لها: كيف أصبحت من علّتك يا ابنة رسولاللَّه؟
فحمدت اللَّه و صلّت على أبيها، ثم قالت:

خطبه آن حضرت در بيماريش براى زنان مهاجرين و انصار
سويد بن غفله گويد: هنگامى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام بيمار شد، به همان بيمارى كه در اثر آن از دنيا رفت، زنان مهاجرين و انصار به عيادت ايشان آمده و گفتند: اى دختر پيامبر خدا با اين بيمارى حالت چطور است؟
بخدا سوگند صبح كردم در حالى كه نسبت به دنياى شما بىميل و نسبت به مردان شما ناراحتم، آنان را از دهان خويش بدور افكنده، و بعد از شناخت حالشان به آنان بغض ورزيدم، پس چه زشت است كندى شمشيرها و سستى بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف نيزهها وفساد آراء و انحراف انگيزهها، و چه زشت است ذخيرههائى كه پيش فرستادند، و خداوند بر آنان خشم گرفته و در عذاب جاودانه خواهند بود، بدون شك مسئوليت اين عمل بعهده ايشان بود و سنگينى آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگيرشان مىگردد، پس اين شتر بينىبريده و زخمخورده باشد، و گروه ستمكاران از رحمت الهى بدورند.
واى بر آنان، چگونه خلافت را از مواضع ثابت و بنيانهاى نبوت و ارشاد، و محل هبوط جبرئيل، و آگاهان به امور دين و دنيا دور ساختند، آگاه باشيد كه اين زيان بزرگى است، و چه عيبى از على عليهالسلام گرفتند، بخدا سوگند عيب او شمشير براّنش، و بىاعتنائى به مرگ، و شدّت برخوردش، و عقوبت دردناكش، و اينكه غضبش در راه رضاى الهى بود.

بخدا سوگند اگر از راه روشن بدور رفته، و از پذيرش طريق مستقيم كناره مىگرفتند، آنان را بسوى آن آورده و بر آن وامىداشت، و به سهولت براهشان مىبرد، و اين شتر را سالم به مقصد مىرساند، كه راهبرش را دچار زحمت نكند و سوارهاش را ملول نگرداند، و آنان را به محل آب خوردنى مىرساند، كه آبش صاف و فراوان بوده و از آن لبريز باشد و هرگز كدر نگردد، و ايشان را از آنجا سيراب بيرون مىآورد، و در پنهان و آشكار برايشان ناصح بود.
اگر او در محل خلافت مىنشست هرگز ثروت دنيوى براى خود قرار نمىداد، و از آن بهره فراوانى برنمىداشت، جز به اندازه فرونشاندن تشنگى و رفع گرسنگى، و به ايشان مىشناساند تا بين زاهد و دنياپرست، و راستگو و دروغگو تشخيص دهند. و اگر ملّتها ايمان آورده و تقوى پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر آنان فرومىريختيم، ولكن آيات الهى را تكذيب كردند و از اينرو آنان را در برابر آنچه انجام دادند گرفتار ساختيم، و كسانى كه از اين گروه ستم نمودند نتايج زشتى كارشان بزودى دامنگيرشان شده و هرگز بر ما غالب و پيروز نخواهند شد.

آگاه باش، بيا و بشنو، هرچه زندگى كنى روزگار عجائبى را بتو نشان خواهد داد، و اگر تعجب كنى، گفتار اينان تعجبآور است، اى كاش مىدانستم كه به چه پناهگاهى پناهنده شده، و به كدام ستونى تكيه داده، و بر كدام فرزندانى تجاوز نموده و استيلا جستهاند؟ چه بد رهبر و دوستى را انتخاب كردهاند، و براى ستمكاران بد بدلى است.
بخدا سوگند، بجاى پرهاى بزرگ، روى بال دم را انتخاب، و بجاى پشت، دم را برگزيدند، ذليل گردد قومى كه مىپندارد با اين اعمال كار خوبى انجام داده است، بدانيد كه اينان فاسدند اما نمىدانند، واى بر اينان، آيا كسى كه هدايت يافته سزاوار پيروى است، يا كسى كه هدايت نيافته و نيازمند هدايت است، واى بر شما چگونه حكم مىكنيد.

بجان خودم سوگند، نطفه اين فساد بسته شد، در انتظار باشيد تا اين مرض فساد در پيكر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شير خون تازه و زهرى هلاككننده بدوشيد، در اينجاست كه رهپيمايان راه باطل زيانكار شده، و آيندگان عاقبت اعمال گذشتگان را مىيابند، آنگاه جانتان با دنيايتان، و قلبتان با فتنهها آرام مىگيرد، و بشارت باد شما را به شمشيرهاى كشيده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و مرج عمومى و استبداد زورگويان، كه حقوقتان را اندك داده و اجتماع شما را بوسيله شمشيرهايش درو خواهد كرد، پس حسرت بر شما باد كه كارتان به كجا مىرسد، آيا من مىتوانم شما را به كارى وادارم كه از آن روى گردانيد.

سويد بن غفله گويد: زنان سخنان آن حضرت را براى شوهرانشان بازگو كردند، گروهى از مهاجرين و انصار براى عذرخواهى نزد ايشان آمده و گفتند: اى سرور زنان، اگر حضرت على عليهالسلام اين مطالب را قبل از بيعت با ابوبكر برايمان مىگفت كسى را بر او ترجيح نمىداديم. آن حضرت فرمود: از نزدم دور شويد، بعد از ارتكاب گناه و سهلانگارى، عذرخواهى براى شما مفهومى ندارد.
|
چهل حديث از : حضرت فاطمه زهرا (س)
|
|||
|
چهل حديث از : حضرت فاطمه زهرا (س)
1ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : نَحْنُ وَسيلَتُهُ في خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ في غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبيائِهِ.
«شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 16، ص 211»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: ما أهل بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مي باشيم، ما حجّت و راهنما خواهيم بود; و ما وارثان پيامبران الهي هستيم.
2ـ عَبْدُ اللّهِ بْنِ مَسْعُود، فالَ: أتَيْتُ فاطِمَةَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْها، فَقُلْتُ: أيْنَ بَعْلُكِ؟فَقالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : عَرَجَ بِهِ جِبْرئيلُ إلَي السَّماءِ، فَقُلْتُ: فيما ذا؟ فَقالَتْ: إنَّ نَفَراً مِنَ الْمَلائِكَةِ تَشاجَرُوا في شَيْيء، فَسَألُوا حَكَماً مِنَ الاْدَمِيّينَ، فَأَوْحي اللّهُ إلَيْهِمْ أنْ تَتَخَيَّرُوا، فَاخْتارُوا عَليِّ بْنِ أبي طالِب - عليه السلام - . «بحارالأنوار، ج 37، ص 150، ح 15»
عبد اللّه بن مسعود گويد: روزي بر فاطمه زهراء - عليها السلام - وارد شدم و عرضه داشتم: همسرت كجا است؟ فرمود: همراه جبرائيل به آسمان عروج نموده است، گفتم: براي چه موضوعي؟! فرمود: بين عدّه اي از ملائكه الهي مشاجره اي شده است; و تقاضا كرده اند يك نفر از آدم ها بين ايشان حكم و قضاوت نمايد; و خداوند به ملائكه وحي فرستاد: خودتان يك نفر را انتخاب نمائيد; و آن ها هم حضرت علي بن ابي طالب - عليه السلام - را برگزيدند.
3ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : وَهُوَ الإمامُ الرَبّاني، وَالْهَيْكَلُ النُّوراني، قُطْبُ الأقْطابِ، وَسُلالَةُ الاْطْيابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الإمامَةِ. «رياحين الشّريعة، ج 1، ص 93»
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در تعريف امام علي - عليه السلام - فرمود: او پيشوائي الهي و ربّاني است، تجسّم نور و روشنائي است، مركز توجّه تمامي موجودات و عارفان است، فرزندي پاك از خانواده پاكان مي باشد، گوينده اي حقّ گو و هدايتگر است، او مركز و محور امامت و رهبريّت است.
4ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : أبَوا هِذِهِ الاْمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلي، يُقْيمانِ أَودَّهُمْ، وَ يُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إنْ أطاعُوهُما، وَ يُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما. «بحارالأنوار، ج 23، ص 259، ح 8»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: حضرت محمّد (صلي الله عليه وآله) و علي - عليه السلام -، والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروي كنند آن ها را از انحرافات دنيوي و عذاب هميشگي آخرت نجات مي دهند; و از نعمت هاي متنوّع و وافر بهشتي بهره مندشان مي سازند.
5ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : مَنْ أصْعَدَ إلي اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، أهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ أفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ. «تنبيه الخواطر، ص 108»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: هركس عبادات و كارهاي خود را خالصانه براي خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براي او تقدير مي نمايد.
6ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : إنَّ السَّعيدَ كُلَّ السَّعيدِ، حَقَّ السَّعيدِ مَنْ أحَبَّ عَليّاً في حَياتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ. «شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 2، ص 449»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادت ها و رستگاري ها در دوستي علي - عليه السلام - در زمان حيات و پس از رحلتش خواهدبود.
7ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : إلهي وَ سَيِّدي، أسْئَلُكَ بِالَّذينَ اصْطَفَيْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَيَّ في مُفارِقَتي أَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شيعَتي، وَشيعَةِ ذُرّيتَي. «كوكب الدّري، ج 1، ص 254»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: خداوندا، به حقّ اولياء و مقرّباني كه آن ها را برگزيده اي، و به گريه فرزندانم پس از مرگ و جدائي من با ايشان، از تو مي خواهم گناه خطاكاران شيعيان و پيروان ما را ببخشي.
8ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : شيعَتُنا مِنْ خِيارِ أهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّينا وَ مَوالي اَوْليائِنا وَ مُعادي أعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا. «بحارالأنوار، ج 68، ص 155»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: شيعيان و پيروان ما، و همچنين دوستداران اولياء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نيز آن هائي كه با قلب و زبان تسليم ما هستند بهترين افراد بهشتيان خواهند بود.
9ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : وَاللّهِ يَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا أنّي أكْرَهُ أنْ يُصيبَ الْبَلاءُ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ أنّي سَأُقْسِمُ عَلَي اللّهِ ثُمَّ أجِدُهُ سَريعَ الاْجابَةِ. «الكافي، ج 1، ص 460»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمي ترسيدم كه عذاب الهي بر بي گناهي، نازل گردد; متوجّه مي شدي كه خدا را قسم مي دادم و نفرين مي كردم. و مي ديدي چگونه دعايم سريع مستجاب مي گرديد.
10ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : وَاللّهِ! لا كَلَّمْتُكَ أبَداً، وَاللّهِ! لاَدْعُوَنَّ اللّهَ عَلَيْكَ في كُلِّ صَلوة. «الكافي، ج 1، ص 460»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - پس از ماجراي هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، ديگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازي تو را نفرين خواهم كرد.
11ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : إنّي أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، أنَّكُما اَسْخَطْتُماني، وَ ما رَضيتُماني، وَ لَئِنْ لَقيتُ النَبِيَّ لأشْكُوَنَّكُما إلَيْهِ. «بحارالأنوار، ج 28، ص 303»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - هنگامي كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مي گيرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده ايد، و مرا راضي نكرديد، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكايت شما دو نفر را خواهم كرد.
12ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : لا تُصَلّي عَلَيَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَ اللّهِ وَ عَهْدَ أبي رَسُولِ اللّهِ في أمير الْمُؤمنينَ عَليّ، وَ ظَلَمُوا لي حَقي، وَ أخَذُوا إرْثي، وَ خَرقُوا صَحيفَتي اللّتي كَتَبها لي أبي بِمُلْكِ فَدَك. «بيت الأحزان، ص 113»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: افرادي كه عهد خدا و پيامبر خدا را درباره اميرالمؤمنين علي - عليه السلام - شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثيّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نبايد بر جنازه من نماز بگذارند.
![]() 13ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : إلَيْكُمْ عَنّي، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَديرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصيركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبي يَوْمَ غَديرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ. «خصال، ج 1، ص 173»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - خطاب به مهاجرين و انصار كرد و فرمود: از من دور شويد و مرا به حال خود رها كنيد، با آن همه بي تفاوتي و سهل انگاري هايتان، عذري براي شما باقي نمانده است. آيا پدرم در روز غدير خم براي كسي جاي عذري باقي گذاشت؟
14ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله عليها - : جَعَلَ اللّهُ الاْيمانَ تَطْهيراً لَكُمْ مِنَ الشّـِرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزيهاً لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَ الزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِي الرِّزقِ، وَ الصِّيامَ تَثْبيتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْييداً لِلدّينِ. «رياحين الشّريعة، ج 1، ص 312»
حضرت فاطمه زهرا - سلام الله عليها - فرمود: خداوند سبحان، ايمان و اعتقاد را براي طهارت از شرك و نجات از گمراهي ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براي خضوع و فروتني و پاكي از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس) را براي تزكيه نفس و توسعه روزي تعيين نمود. و روزه را براي استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براي استحكام أساس شريعت و بناء دين اسلام واجب نمود. |
پس از مرگ محمد، فاطمه بهزودی بیمار شد. بعضی منابع اولیه چنین مینماید که در پایان عمر او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشتهاست، آشتی میکند. اما اکثریت منابع چنین مینویسند که او تا پایان عمر از ابوبکر عصبانی بود. در مورد نحوهٔ مرگ او دو قول متضاد وجود دارد که نمیتوان گفت کدام نقل درست است. بگفتهٔ قول غالب، مرگ او در آرامش بود. او خودش را با کمک همسرش شستشو میدهد و در آرامش به استقبال مرگ میرود. اما این در تضاد با روایتی است که در منابعی مانند یعقوبی آمدهاست. این منابع چنین میگویند که زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه میآیند. اما فاطمه به اسما بیوه جعفر ابن ابی طالب، میگوید که از ورود آنان جلوگیری کنند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده بود. به مانند سایر اتفاقات زندگی خصوصی فاطمه مرگ او نیز در هالهای از ابهام است. در مورد سال درگذشت او اتفاق نظر وجود دارد اما تاریخ دقیق آن معلوم نیست. با اینحال قول غالب بر این است که مرگ فاطمه، شش ماه پس از درگذشت پدرش بوده است.
به گفته دانشنامه اسلام اکثریت منابع اولیه تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر میدانند. اما نقل قولهایی نیز وجود دارد که ابوبکر در مراسم تدفین حضور داشته و نماز میت را او بر فاطمه خواندهاست.

تقریبا تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شدهاست و بنوشته دانشنامه اسلامی بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص میکنند. به نوشته این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کردهاست) در گوشه دار عقیل (برادر علی)، به فاصله هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفته سایر منابع بعد از دفن یا مدتی بعد از آن دیگر محل دفن نامعلوم بود. المسعودی مینویسد که مقبرهای وجود داشتهاست که در کتیبه موجود در آن مقبره نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی بعنوان صاحبان مقبره نوشته شده بود(مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان میکند). اما المقدسی مقبره فاطمه را در فهرست مکانهایی قرار میدهد که در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده باشد

راى تعيين عدد فرزندان پيامبر (ص ) راهى جز مراجعه به كتب معتبر تاريخى وجودندارد .
يعقوبى در تـاريـخ خـود مـى نـويـسـد : هـمسران پيامبر (ص ) ... اولشان خديجه , دختر خويلدبن اسد بن عبدالعزى بن قصى بود وهمه فرزندانش جز ابراهيم از وى تولد يافتند.
1-خديجه براى پيامبر(ص ) قاسم را آورد كه كنيه رسول خدا(ص ) از اوست و پسر ديگرى به نام طاهر و چهار دختر به نام هاى : زينب ـ ام كلثوم ـ رقيه و فاطمه (س ) به دنياآورد.ابن عباس مى گويد : خديجه براى پيامبر (ص ) دو پـسـر و چـهـار دخـتر به نامهاى قاسم وعبداللّه , ام كلثوم , زينب و فاطمه (س ) و رقيه آورد .
2-مـسـعودى هم در مروج , تعداد فرزندان پيامبر (ص ) را دو پسر ( به نامهاى قاسم وابراهيم ) و چـهـار دختر به نامهاى : رقيه , ام كلثوم , زينب و فاطمه (س ) دانسته است .
3-ابن هشام نيز در سيره خود چنين مى نگارد : بزرگترين دختر پيامبر (ص ) رقيه و سپس زينب و ام كلثوم و فاطمه (س ) بود . فرزندان پسر او همگى پيش از بعثت بدرود حيات گفتند , ولى دختران دوران نبوت را درك نمودند .
4-ظاهرا در ميان مسلمانان كسى شك ندارد كه فاطمه زهرا (س ) دختر گرامى پـيامبر(ص ) افضل زنان دوران خود بوده است , گر چه شيعيان معتقدند وى برترين زنان عالم از ابـتداى خلقت تا انتهاى آن آن مى باشد .
5-به هرحال رواياتى از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده است كـه بـر افـضـلـيت حضرت زهرا دلالت دارد و ما تنها به ذكر چند نمونه اكتفا مى كنيم :1ـ صحيح بـخـارى در بـاب مـناقب فاطمه (س ) از پيامبر گرامى اسلام (ص ) نقل كرده كه فرمود : فاطمه (س ) سيده نسا اهل الجنه ـ فاطمه سرور زنان بهشتى است ) .
6 ـ ابن سعد در طبقات الكبرا, از قـول عايشه چنين آورده است : ( قال رسول اللّه (ص ):اما ترضيين ان تكونى سيده نسا هذه الامه او نـسا العالمين , اى فاطمه آيا تو راخشنود نمى كند , اينكه سرور زنان اين امت و يا سرور زنان عالم بـاشـى ) .
7- طـبـرانى نيز در المعجم الكبير مى نويسد : ( قال رسول اللّه (ص ) لفاطمه (س ) ان اللّه يغضب بغضبك و يرضى لرضاك , پيامبر (ص ) خطاب به فاطمه فرمود : اى فاطمه خداوند به جـهت غضب تو خشمناك و به سبب رضايت تو خشنود مى گردد ) .
8-روايات فراوان ديگرى نيز هـمـيـن مـضـمـون را القا مى كنند .پيامبر اكرم (ص ) حضرت زهرا (س ) را به امر الهى به ازدواج حضرت على (ع ) درآورد
9-و زينب و رقيه را به دو كافر كه بت پرست بودند , تزويج نمود كه يكى عقبه بن ابى لهب و ديگرى ابى العاص بن ربيع بود كه پس از بعثت پيامبر (ص ) ميان اين دو دختر و شوهرانشان كه كافر بودند , جدايى افتاد و عتبه در همان حال كفر مردو ابى العاص پس از اينكه اسـلام آورد , پيامبر همسر وى را به او برگرداند. اين دودختر پس از فوت همسرانشان به صورت مـتـعـاقـب به ازدواج عثمان درآمدند .
10-ام كلثوم نيز به ازدواج عتيبه بن ابى لهب ( عموى بت پرست پيامبر(ص ) درآمد .
11-بنابراين به خوبى روشن مى شود كه صرف داماد پيامبر(ص ) بودن فـضـيـلت و برترى نيست ,بلكه تنها سبب و موجب برترى و فضيلت , ايمان و عمل صالح و تقواى الهى است .
مدینه بهار زندگی اش را پشت سر می گذاشت. ابر رحمت پروردگار بر شهر، سایه افکنده بود و مردم آسوده از ستم خودکامگان، روزگار می گذرانیدند. پیامبر(ص) میان یاران نشسته بود; هدیه پادشاه حبشه، که حوله زرنگار بزرگی می نمود، در برابرش جای داشت. چشمهای دلدادگان خاک به حوله خیره مانده بود. سخن از ارزش آن بر لب داشتند و هوای به چنگ آوردنش در دل.
پیشکش شهریار حبشه سه هزار مثقال زر داشت; حتی 110 این اندزه نیز برای وسوسه خاک آلودگان بسنده می نمود.
آه که با این همه زر و گوهر چه نمی توان کرد; خانه، کنیزکان و اسبان بسیار، نوکران وفادار، رمه های پروار، بزرگی، شکوه و وقار همه چیز با این حوله دست یافتنی است. خاکبازان در این اندیشه بودند که گفتار پیامدار رهایی آنها را به خود آورد: این پیشکش را به کسی می سپارم که به آفریدگار و فرستاده اش مهر می ورزد و آنها نیز وی را دوست دارند.
خاموشی بر محفل سایه گسترد. زرجویان سرها بالا گرفتند تا پیامبر آنها را ببیند، خدماتشان! را به خاطر آورد و هدیه دربار حبشه بدیشان سپارد.![]()
نفس ها در سینه ها زندانی شده بود، دیگر لحظه موعود نزدیک می نمود. هر کس
توجه پیامبر را جلب می کرد، کامروا می شد و بی درنگ در شمار توانگران جای می گرفت. نگاه پیام آور رهایی چون همای نیکبختی آرام بر فراز محفل گردید. آنگاه اندکی فرود آمد، همه شیفتگان زر را پشت سر نهاد و آهسته بر سر عمار فرو نشست. آه از نهاد دل به گوهرسپردگان برآمد، افسرده به یکدیگر نگریستند، در خاموشی خویش از بخت نالیدند و فرزند یاسر را تنها کامروای آن نشست به شمار آوردند.
لختی بعد گفتار پیامبر، دلدادگان خاموش زر را به خود آورد: عمار، علی در کدامین جایگاه به سر می برد؟
فرزند پاکدل یاسر، که مراد پیامبر را دریافته بود، بی درنگ برخاست، شتابان خود را به سرای علی(ع) رساند و داستان پرسش فرستاده آفریدگار برایش باز گفت.
سرور دین باوران که به چیزی جز خشنودی آفریدگار و فرستاده اش نمی اندیشید، خود را به جرگه یاران پیامبر(ص) رساند و سلام گفت.
چون پاسخ سلام شنید، پیامدار رهایی پیشکش حبشیان به وی سپرد و گفت: علی، تو در خور این هدیه ای.
خاکبازان نومیدانه به حوله زربفت می نگریستند، آرزوهای بزرگشان را برباد رفته می دیدند و زیر لب بر سرنوشت خویش ناسزا می گفتند. یاور پارسای پیامبر هدیه را گرفت، دقایقی در آن خیره ماند، سپس در حالی که نگاه دریغ آلوده گوهرپرستان بدرقه اش می کرد، محفل را ترک گفت. او تصمیم خود را گرفته بود، بی آنکه هدف خویش را با کسی در میان نهد به سمت «سوق اللیل » شتافت، تارهای زرین حوله را گشود، تهیدستان شکسته دل را گوهرباران کرد و خود، بی هیچ دستاورد مادی، به خانه بازگشت. ![]()
روز دیگر، راهبر پاکرایان علی(ع) را دید و فرمود: دیروز سه هزار مثقال زر یافتی، فردا، ساعتی پس از برآمدن آفتاب، من و همه یاران میهمانت خواهیم بود.
فاطمه دقیقا به چه معناست و چرا پیامبر این اسم را برای تنها دخترشان انتخاب نمودند؟
این پرسش را میتوان در دو جنبه مورد بررسی قرار داد:

1 – آیا هر نامی که بر اشخاص مختلف؛ حتی فرزندان پیامبران و پیشوایان؛ نهاده میشود، لزوما باید دلیل خاصی داشته و نشانگر ابعاد وجودی صاحب آن نام باشد؟
2 – آیا انتخاب نام فاطمه برای دختر پیامبر اکرم(ص)، دلیل خاصی داشته است و این نام، بیانگر چه موضوعی میباشد؟
در ارتباط با بخش اول، باید گفت که از پیشوایان ما منقول است که انتخاب نام خوب و مناسب برای فرزند، اولین نیکی به او میباشد[1]و طبیعی است که والدین؛ با سلیقههای متفاوت خود؛ نام های مختلفی را برای فرزندان انتخاب نمایند و دین اسلام، اگرچه توصیههای گوناگونی در این ارتباط بیان نموده، اما این سفارشات، جنبۀ الزامی نداشته و اشخاص مجازند؛ به شرط نداشتن مفهوم شرکآلود و ضد ارزش؛ هر نام مورد علاقۀ خود را بر فرزندان خود بگذارند[2]. در همین راستا، پیامبر اکرم(ص)، بعد از اظهار دین اسلام و گسترش آن، این سیاست را دنبال ننمود تا اسامی تمام یاران خود را تغییر داده و لزوما نام جدیدی برای آنان برگزیند که نشانگر ایمان و اسلام آنان باشد. وجود نام هایی همانند عمار و مصعب و مقداد و ... در میان یاران پیامبر؛ که مفهوم دینی در آنها وجود نداشت؛ این موضوع را تأیید مینماید. البته روایات بسیاری وجود دارند که ایشان، تنها آن دستۀ از اسامی را تغییر میدادند که یا دلالت بر شرک و بتپرستی مینمودند و یا معانی ناپسندی داشتند[3]. البته، با وجود آزاد بودن اشخاص در انتخاب نام، سزاوار است که انتخاب بهتری داشته و نام مناسبتری را برگزیند و به سفارشات پیشوایان در این زمینه عمل نماید که به یکی از آنها اشاره مینماییم:
امام باقر(ع) میفرمایند: راستترین اسامی آن است که بر بندگی دلالت نماید و بهترین آنها اسامی انبیاء است[4].

آنچه بیان شد، تحلیلی مختصر در مورد کلیت نامگذاری بود، اما ؛ همان گونه که در پرسش خود نیز اشاره فرمودید؛ برخی از نام ها، همانند نام مقدس "فاطمه"؛ که خداوند آن را انتخاب نموده و به پیامبر(ص) الهام فرمود، باید با نام های دیگر متفاوت بوده و به نحوی، گوشهای از ابعاد شخصیتی صاحب آن نام را در خود جای داده باشد. البته نیازی نیست که چنین نامی، منحصر در شخص مورد نظر بوده و سابقۀ قبلی نداشته و یا اینکه انتخاب آن برای دیگران ممنوع باشد.
نام فاطمه(س) از ریشۀ "فطم" به معنای کندهشدن و جدا شدن میآید[5].
حال چرا دختر پیامبر(ص) بدین اسم، نامیدهشد؟ روایات مختلفی در بررسی این موضوع وارد شدهاست و با وجود اینکه هر کدام از آنها به یک جنبۀ از دلایل میپردازد، ولی با مروری در همۀ آنها، تعارضی در مفاد آنها نمییابیم، بلکه هر کدام از این روایات، به نوعی مکمل روایات دیگر میباشند. بر همین اساس، تعدادی از این روایات را جهت اطلاع نقل مینماییم:
الف: یونس بن ظبیان روایت مینماید که امام صادق(ع) از من پرسید: آیا میدانی که تفسیر فاطمه چیست؟ گفتم: مولای من! خودتان تفسیرش را بفرمایید. ایشان فرمودند: فاطمه(س) از هرگونه بدی و زشتی جدا شدهبود (فطمت من الشر) و اگر مولی علی(ع) با او ازدواج نمینمود، از ابتدای خلقت، هیچ شخص همتراز و صلاحیتداری برای ازدواج با او پیدا نمیشد[6]!

ب: امام رضا(ع) به نقل از پدرانشان از پیامبر اکرم(ص) روایت مینمایند که ایشان فرمودند: به این دلیل اسم دخترم را "فاطمه" انتخاب نمودم، چون خداوند او و دوستانش را از آتش جهنم جدا نمودهاست[7].
ج: امام باقر(ع) میفرمایند:زمانی که فاطمه(س) پا به دنیا گذاشت، خداوند به فرشتهای وحی نمود تا نام فاطمه را در زبان پیامبر(ص) جاری نماید، سپس خداوند، خطاب به فاطمه(س) فرمود که من تو را با علم و دانش پرورش داده و از هرگونه پلیدی جدا نمودم[8]. و ...
در پایان، باید بدانیم که دختر گرامی پیامبر(ص) که طبق نقل تمام مسلمانان؛ چه شیعه و چه اهل سنت؛ پارهای از تن ایشان بوده و آزار و اذیت ایشان، همانند آزار پیامبر(ص) میباشد[9]، سزاوار انتخاب نام مناسبی بوده، تا گوشهای از شخصیت و ابعاد معنوی این بانوی بزرگوار، با کمک این نام، به جهانیان معرفی شود. بر همین اساس، معتقدیم که خداوند، این نام مبارک را برای ایشان برگزیده است.
فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا . اينك با بيان احاديث معصومين(ع)وسخن دانشمندان، وجه تناسب برخياز نامها ولقبهاي آن حضرت با وجود مباركشان بيان ميگردد:
حضرت صادق (ع)به من فرمود: آيا ميداني معني فاطمه چيست؟ گفتم: مولاي من شما بفرمائيد، حضرت فرمودند: يعني از بديها بريده شده است .

فضيلت نام فاطمه
سكوني ميگويد: خدمت امام صادق (ع)رسيدم در حاليكه به شدت اندوهگين وناراحت بودم. امام(ع)به من فرمودند: اي سكوني! چرا اندوهگين هستي؟عرض كردم: دختري برايم متولد شده است.
امام (ع)فرمودند: اي سكوني! سنگيني او بر زمين است وروزي او با خداست. زندگي او از عمر تو نميكاهد وروزي او از روزي تو جداست. سكوني ميگويد: به خدا سوگند آن حضرت اندوه مرا زايل كرد پس امام (ع)فرمودند:
آن را چه نام نهادي؟ عرض كردم: فاطمه. حضرت فرمودند: آه،آه،آه.پس دست مباركشان را بر پيشاني نهادند. تا اين كه ميگويد امام (ع)فرمودند: اما حال كه او را فاطمه نهادي پس به او ناسزا مگو، اورا لعنت نكن وكتك نزن .
سليمان جعفري ميگويد: از امام موسي كاظم (ع)شنيدم كه فرمود: فقر داخل خانهاي نميشود كه نام فاطمه از اسامي بانوان درآن خانه باشد.
۲-زهرا (زهرا يعني درخشنده ونوراني )
ابوهاشم عسگري ميگويد: از امام حسن عسگري پرسيدم: چرا حضرت فاطمه(س)((زهرا))ناميده شد؟ حضرت فرمودند: زيرا فاطمه(س)هنگاميكه در محراب عبادت خود ميايستاد نور او براي آسمانيان ميدرخشيد؛ همانگونه كه ستارگان براي اهل زمين ميدرخشند.
3-حوراء انسيه
امام صادق(ع)از پدران بزرگوارشان نقل كردهاند كه پيامبر گرامي اسلام فرمودند: نور فاطمه(س)قبل از بوجودآمدن آسمان وزمين آفريده شد. بعضي گفته اند: اي پيامبر خدا! پس او از جنس انسان نيست؟ حضرت فرمودند: ((فاطمه))حوريه ايست به صورت انسان .
4-صديقه (صديقه يعني زن بسيار راستگو كه كار او سخنش را تصديق مي كند. )
5- طاهره
امام باقر(ع)به نقل از پدران بزرگوارشان فرمودند: همانا فاطمه دختر پيامبر گرامي اسلام(ص)((طاهره)) ناميدهشدزيرا او از هر ناپاكي وزشتي پاك بود .
6-بتول (بتول يعني بريده شده وجدا شده )
عبيد هروي در كتابش غريبين ميگويد: حضرت مريم بتول ناميدهشدچون از مردها جدا شدهبود وبا كسي ازدواج نكرد؛ وحضرت فاطمه بتول ناميده شد، چون از نظير وهمتا بريده شدهاست (همتايي ندارد ) .
ابن اثير در كتاب نهايه ميگويد: حضرت فاطمه(س)بتول ناميدهشد چون از بانوان زمان خويش از جهت فضيلت، ديانت واصل ونسب بريده وجدا شدهبود وگفتهشده كه آن حضرت بتول ناميدهشد چون از دنيا بريدهبود ورو به سوي خداوند داشت.
7-محدثه (محدثه يعني زني كه با او سخن گفتهشده ودر اينجا يعني زني كه ملائكه با او سخن گفتهاند.)
اسحاق ابن جعفر ميگويد: از امام صادق (ع)شنيدم كه فرمود: همانا فاطمه(س)محدثه ناميدهشد زيرا ملائكه از آسمان پايين ميآمدند وآن حضرت را صدا ميزدند همانگونه كه حضرت مريم دختر عمران را صدا ميزدند. پس ميگفتند: اي فاطمه! همانا خداوند تبارك وتعالي تو را انتخاب كرده وپاك گردانيده وبر تمام بانوان جهان برگزيده است .
اي فاطمه! خاضعانه پروردگارت را عبادت كن، خدا را سجده كن وبا ركوع كنندگان به ركوع برو. پس حضرت فاطمه(س)با ملائكه سخن ميگفت و آنها نيز با آن حضرت گفتگو ميكردند.
ساير نامها و لقبهاي حضرت زهرا (س)
اضافه بر موارد فوق براي آن حضرت، نامها ولقبهاي بسياري ياد شدهاست كه به برخي از آنها اشاره شده ميشود: مباركه، راضيه، مرضيه، صديقه، شهيده كوثر، معصومه، منصوره، زكيه، تقيه، عفيفه، نوريه، جميله، جليله ، وحيده، فريده صادقه، عابده، حانيه، شريفه، مطهره، حكيمه، مطهره، حنانه، اَلصِديقهُ الكُبري ريحانَهُ النَبي، وَديعَهُ الرَسول، حُجَهُ اللهِ الكُبري، حَبيبهُ المُصطَفي، مَريمُ الكُبري بِهجَهُ الفُؤاد، المَغصوبَهُ حَقُها، مُبَشِرَهُ الاولياء، العارِفَهُ بالاَشياء ،العالمهُ بِما كانَ وَما يَكون، نَجمهُ اِكليلِ النَبوه .
كنيه هاي آن حضرت
براي حضرت زهرا (س)كنيههاي بسياري نقل شدهاست. مشهورترين آنها عبارتند از: اُمِ اَبيها، اُمُ الحَسن، اُمُ الحُسين، اُمُ المُحسن، اُمُ السِبطين، اُمُ الائمه، اُمُ الخِيره، اُمُ البَرره .همچنين از كنيه هاي آن حضرت اُمُ المومنين است.
نامها والقاب به ترتیب حروف الفبا
اِنسیّه : زنی که به خصوصیات خوب انسانی اراسته شده است .
بتول : پاک ودوراز هرگونه الودگی .
تقیّه : پاک وبی گناه .
حبیبه : دوست ورفیق،دوست داشتنی .
حرّه :ازاده،زنی که اسیر شهوت ها نیست .
حوراء : فرشته ،زن اراسته به خصوصیات فرشتگان .
حوریه : زن بهشتی،فرشته خصال
راضیه : زنی که به انچه خداوند برای او سرشته خرسند است.
راکعه : رکوع کننده در برابرخداوند .
رشیده : فهمیده واندیشمند .
رضیّه : زنی که به مقام خرسندی از خداوند رسیده .
ریحانه : گل خوشبو،لطیف و مهربان .
بسم الله الرحمن الرحیم
3- آنها آدمهایی هستند که مشکلشان عاطفی ست و مثلا بر اثر برخورد بدی که از بعضی از مذهبی ها دیده اند از مذهب رانده شده اند و نه از بعضی مذهبی ها!

نمی دانم چرا این افراد اینگونه اند اما آنچه بیشتر نمی دانم(!!) این است که چگونه این افراد خودشان را قانع می کنند که چگونه ممکن است چیزی «موهوم و مندرآوردی» باشد اما در بازه زمانی به طول بیش از هزار سال آدمهایی را از عامی و عادی تا فرهیخته و هنرمند تحت تاثیر خود قرار داده باشد؟!

خداوندا، ما را از بركات اين خير كثير كه به پيامبرت مرحمت فرمودهاي نصيب فرما.
بسمالله الرحمن الرحيم. انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحران شانئك هوالابتر
ترجمه: اي پيامبر، مسلماً به تو كوثر (خير كثير و بركت فراوان) عطا خواهيم كرد، پس (به شكرانة اين نعمت بزرگ) براي پروردگارت نماز بخوان و شتر قرباني كن- مسلماً دشمن تو ابتر و بلاعقب است.
«مشخصات سورة كوثر»
1- بنابر مشهور در مكه نازل شده است ولي بعضي احتمال مدني بودن آن را دادهاند و اين احتمال نيز داده شده است كه اين سوره دوباره نازل شده يكبار در مكه و بار ديگر در مدينه ولي رواياتي كه در شأن نزول اين سوره در تفاسير فريقين ذكر شده، قول مشهور را كه اين سوره مكي است تاييد ميكند.
2- كوچكترين سوره قرآن است كه داراي سه آيه ميباشد.
3- پانزدهمين سوره به ترتيب نزول و يكصد و هشتمين سوره به ترتيب قرآن موجود است.
4- نام اين سوره (كوثر) از اولين آية آن نشأت گرفته شده است.
5- امام صادق (ع) فرمود: هر كس در نمازهاي واجب و مستجب سوره كوثر را بخواند خداوند از آب كوثر نصيب او ميكند.
6- اين سوره كوچك در طول تاريخ همانند ندارد و دشمنان معاند اسلام كه در نابودي اسلام از هيچ كوششي كوتاهي نكردند و نميكنند، از آوردن كوچكترين سوره مانند كوثر عاجز ماندهاند و خداوند هم در قرآن فرمود، ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسوره من مثله.
ترجمه: اگر شكي در قرآني كه بر حضرت محمد (ص) بندة خود فرستاديم داريد، پس مثل يك سوره آن را بياوريد.
شأن نزول:
عاص بن وائل از سران مشركان مكه بود، بعد از فوت پسر رسول الله (ص) بنام عبدا..، پيامبر خدا را ابتر ناميد و عرب هم كسي را كه پسر نداشت ابتر (بلاعقب) ميناميد
سوره كوثر نازل شد و پيامبر اكرم را به اعطاي كوثر و نعمتهاي فراوان بشارت داد و دشمنان را ابتر خواند.

اعجاز سوره كوثر:
مرحوم علامه طباطبايي فرمود سوره كوثر يكي از ملاحم و خبرهاي غيبي قرآن كريم است، چونكه خداوند بعد از ارتحال پيامبر اكرم بركتي در نسل آن جناب قرارداد به طوري كه در همه عالم هيچ نسلي معادل آن ديده نميشود با آنكه اين همه بلاها بر سر ذريه پيامبر آوردند و گروه گروه آنها را كشتند.