X
تبلیغات
همدم تنهایی‌هایم - دردل با یاس
همدم تنهایی‌هایم
خدايا تو شاهد و ناظر باش بر كوچه هاي دلمان كه آذين بسته ايم محبت تو واهل بیت را

خطبتها عليهاالسلام في مرضها لنساء المهاجرين والانصار قال سويد بن غفلة: لمّا مرضت فاطمة عليهاالسلام المرضة الّتي توفّيت فيها، دخلت عليها نساء المهاجرين و الانصار يعدنها، فقلن لها: كيف أصبحت من علّتك يا ابنة رسول‏اللَّه؟
فحمدت اللَّه و صلّت على أبيها، ثم قالت:

Shia Upload

خطبه آن حضرت در بيماريش براى زنان مهاجرين و انصار
سويد بن غفله گويد: هنگامى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام بيمار شد، به همان بيمارى كه در اثر آن از دنيا رفت، زنان مهاجرين و انصار به عيادت ايشان آمده و گفتند: اى دختر پيامبر خدا با اين بيمارى حالت چطور است؟ 
 

 

 

بخدا سوگند صبح كردم در حالى كه نسبت به دنياى شما بى‏ميل و نسبت به مردان شما ناراحتم، آنان را از دهان خويش بدور افكنده، و بعد از شناخت حالشان به آنان بغض ورزيدم، پس چه زشت است كندى شمشيرها و سستى بعد از تلاش و سر بر سنگ خارا زدن، و شكاف نيزه‏ها وفساد آراء و انحراف انگيزه‏ها، و چه زشت است ذخيره‏هائى كه پيش فرستادند، و خداوند بر آنان خشم گرفته و در عذاب جاودانه خواهند بود، بدون شك مسئوليت اين عمل بعهده ايشان بود و سنگينى آن بدوششان است، و ننگ و عارش دامنگيرشان مى‏گردد، پس اين شتر بينى‏بريده و زخم‏خورده باشد، و گروه ستمكاران از رحمت الهى بدورند.


واى بر آنان، چگونه خلافت را از مواضع ثابت و بنيانهاى نبوت و ارشاد، و محل هبوط جبرئيل، و آگاهان به امور دين و دنيا دور ساختند، آگاه باشيد كه اين زيان بزرگى است، و چه عيبى از على عليه‏السلام گرفتند، بخدا سوگند عيب او شمشير براّنش، و بى‏اعتنائى به مرگ، و شدّت برخوردش، و عقوبت دردناكش، و اينكه غضبش در راه رضاى الهى بود.

Shia Upload
بخدا سوگند اگر از راه روشن بدور رفته، و از پذيرش طريق مستقيم كناره مى‏گرفتند، آنان را بسوى آن آورده و بر آن وامى‏داشت، و به سهولت براهشان مى‏برد، و اين شتر را سالم به مقصد مى‏رساند، كه راهبرش را دچار زحمت نكند و سواره‏اش را ملول نگرداند، و آنان را به محل آب خوردنى مى‏رساند، كه آبش صاف و فراوان بوده و از آن لبريز باشد و هرگز كدر نگردد، و ايشان را از آنجا سيراب بيرون مى‏آورد، و در پنهان و آشكار برايشان ناصح بود.

اگر او در محل خلافت مى‏نشست هرگز ثروت دنيوى براى خود قرار نمى‏داد، و از آن بهره فراوانى برنمى‏داشت، جز به اندازه فرونشاندن تشنگى و رفع گرسنگى، و به ايشان مى‏شناساند تا بين زاهد و دنياپرست، و راستگو و دروغگو تشخيص دهند. و اگر ملّتها ايمان آورده و تقوى پيشه كنند بركات آسمان و زمين را بر آنان فرومى‏ريختيم، ولكن آيات الهى را تكذيب كردند و از اينرو آنان را در برابر آنچه انجام دادند گرفتار ساختيم، و كسانى كه از اين گروه ستم نمودند نتايج زشتى كارشان بزودى دامنگيرشان شده و هرگز بر ما غالب و پيروز نخواهند شد.

Shia Upload
آگاه باش، بيا و بشنو، هرچه زندگى كنى روزگار عجائبى را بتو نشان خواهد داد، و اگر تعجب كنى، گفتار اينان تعجب‏آور است، اى كاش مى‏دانستم كه به چه پناهگاهى پناهنده شده، و به كدام ستونى تكيه داده، و بر كدام فرزندانى تجاوز نموده و استيلا جسته‏اند؟ چه بد رهبر و دوستى را انتخاب كرده‏اند، و براى ستمكاران بد بدلى است.
بخدا سوگند، بجاى پرهاى بزرگ، روى بال دم را انتخاب، و بجاى پشت، دم را برگزيدند، ذليل گردد قومى كه مى‏پندارد با اين اعمال كار خوبى انجام داده است، بدانيد كه اينان فاسدند اما نمى‏دانند، واى بر اينان، آيا كسى كه هدايت يافته سزاوار پيروى است، يا كسى كه هدايت نيافته و نيازمند هدايت است، واى بر شما چگونه حكم مى‏كنيد.

Shia Upload

بجان خودم سوگند، نطفه اين فساد بسته شد، در انتظار باشيد تا اين مرض فساد در پيكر جامعه منتشر شود، آنگاه از پستان شير خون تازه و زهرى هلاك‏كننده بدوشيد، در اينجاست كه رهپيمايان راه باطل زيانكار شده، و آيندگان عاقبت اعمال گذشتگان را مى‏يابند، آنگاه جانتان با دنيايتان، و قلبتان با فتنه‏ها آرام مى‏گيرد، و بشارت باد شما را به شمشيرهاى كشيده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و مرج عمومى و استبداد زورگويان، كه حقوقتان را اندك داده و اجتماع شما را بوسيله شمشيرهايش درو خواهد كرد، پس حسرت بر شما باد كه كارتان به كجا مى‏رسد، آيا من مى‏توانم شما را به كارى وادارم كه از آن روى گردانيد.

Shia Upload
سويد بن غفله گويد: زنان سخنان آن حضرت را براى شوهرانشان بازگو كردند، گروهى از مهاجرين و انصار براى عذرخواهى نزد ايشان آمده و گفتند: اى سرور زنان، اگر حضرت على عليه‏السلام اين مطالب را قبل از بيعت با ابوبكر برايمان مى‏گفت كسى را بر او ترجيح نمى‏داديم. آن حضرت فرمود: از نزدم دور شويد، بعد از ارتكاب گناه و سهل‏انگارى، عذرخواهى براى شما مفهومى ندارد.

 

+ نوشته شده در   سه شنبه 1392/01/06;ساعت  16:20;  توسط  یاس غریب;  | 

Shia Upload

مدینه بهار زندگی اش را پشت سر می گذاشت. ابر رحمت پروردگار بر شهر، سایه افکنده بود و مردم آسوده از ستم خودکامگان، روزگار می گذرانیدند. پیامبر(ص) میان یاران نشسته بود; هدیه پادشاه حبشه، که حوله زرنگار بزرگی می نمود، در برابرش جای داشت. چشمهای دلدادگان خاک به حوله خیره مانده بود. سخن از ارزش آن بر لب داشتند و هوای به چنگ آوردنش در دل.

پیشکش شهریار حبشه سه هزار مثقال زر داشت; حتی 110 این اندزه نیز برای وسوسه خاک آلودگان بسنده می نمود.

Shia Upload

آه که با این همه زر و گوهر چه نمی توان کرد; خانه، کنیزکان و اسبان بسیار، نوکران وفادار، رمه های پروار، بزرگی، شکوه و وقار همه چیز با این حوله دست یافتنی است. خاکبازان در این اندیشه بودند که گفتار پیامدار رهایی آنها را به خود آورد: این پیشکش را به کسی می سپارم که به آفریدگار و فرستاده اش مهر می ورزد و آنها نیز وی را دوست دارند.

خاموشی بر محفل سایه گسترد. زرجویان سرها بالا گرفتند تا پیامبر آنها را ببیند، خدماتشان! را به خاطر آورد و هدیه دربار حبشه بدیشان سپارد.Shia Upload

نفس ها در سینه ها زندانی شده بود، دیگر لحظه موعود نزدیک می نمود. هر کس

 توجه پیامبر را جلب می کرد، کامروا می شد و بی درنگ در شمار توانگران جای می گرفت. نگاه پیام آور رهایی چون همای نیکبختی آرام بر فراز محفل گردید. آنگاه اندکی فرود آمد، همه شیفتگان زر را پشت سر نهاد و آهسته بر سر عمار فرو نشست. آه از نهاد دل به گوهرسپردگان برآمد، افسرده به یکدیگر نگریستند، در خاموشی خویش از بخت نالیدند و فرزند یاسر را تنها کامروای آن نشست به شمار آوردند.

لختی بعد گفتار پیامبر، دلدادگان خاموش زر را به خود آورد: عمار، علی در کدامین جایگاه به سر می برد؟

Shia Upload

فرزند پاکدل یاسر، که مراد پیامبر را دریافته بود، بی درنگ برخاست، شتابان خود را به سرای علی(ع) رساند و داستان پرسش فرستاده آفریدگار برایش باز گفت.

سرور دین باوران که به چیزی جز خشنودی آفریدگار و فرستاده اش نمی اندیشید، خود را به جرگه یاران پیامبر(ص) رساند و سلام گفت.

چون پاسخ سلام شنید، پیامدار رهایی پیشکش حبشیان به وی سپرد و گفت: علی، تو در خور این هدیه ای.

خاکبازان نومیدانه به حوله زربفت می نگریستند، آرزوهای بزرگشان را برباد رفته می دیدند و زیر لب بر سرنوشت خویش ناسزا می گفتند. یاور پارسای پیامبر هدیه را گرفت، دقایقی در آن خیره ماند، سپس در حالی که نگاه دریغ آلوده گوهرپرستان بدرقه اش می کرد، محفل را ترک گفت. او تصمیم خود را گرفته بود، بی آنکه هدف خویش را با کسی در میان نهد به سمت «سوق اللیل » شتافت، تارهای زرین حوله را گشود، تهیدستان شکسته دل را گوهرباران کرد و خود، بی هیچ دستاورد مادی، به خانه بازگشت. Shia Upload

روز دیگر، راهبر پاکرایان علی(ع) را دید و فرمود: دیروز سه هزار مثقال زر یافتی، فردا، ساعتی پس از برآمدن آفتاب، من و همه یاران میهمانت خواهیم بود.



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   پنجشنبه 1391/01/10;ساعت  19:30;  توسط  یاس غریب;  | 

           

فاطمه دقیقا به چه معناست و چرا پیامبر این اسم را برای تنها دخترشان انتخاب نمودند؟



این پرسش را می­توان در دو جنبه مورد بررسی قرار داد:



1 – آیا هر نامی که بر اشخاص مختلف؛ حتی فرزندان پیامبران و پیشوایان؛ نهاده می­شود، لزوما باید دلیل خاصی داشته و نشانگر ابعاد وجودی صاحب آن نام باشد؟



2 – آیا انتخاب نام فاطمه برای دختر پیامبر اکرم(ص)، دلیل خاصی داشته ­است و این نام، بیانگر چه موضوعی می­باشد؟




در ارتباط با بخش اول، باید گفت که از پیشوایان ما منقول است که انتخاب نام خوب و مناسب برای فرزند، اولین نیکی به او می­باشد[1]و طبیعی است که والدین؛ با سلیقه­های متفاوت خود؛ نام های مختلفی را برای فرزندان انتخاب ­نمایند و دین اسلام، اگرچه توصیه­های گوناگونی در این ارتباط بیان نموده، اما این سفارشات، جنبۀ الزامی نداشته و اشخاص مجازند؛ به شرط نداشتن مفهوم شرک­آلود و ضد ارزش؛ هر نام مورد علاقۀ خود را بر فرزندان خود بگذارند[2]. در همین راستا، پیامبر اکرم(ص)، بعد از اظهار دین اسلام و گسترش آن، این سیاست را دنبال ننمود تا اسامی تمام یاران خود را تغییر داده و لزوما نام جدیدی برای آنان برگزیند که نشانگر ایمان و اسلام آنان باشد. وجود نام هایی همانند عمار و مصعب و مقداد و ... در میان یاران پیامبر؛ که مفهوم دینی در آنها وجود نداشت؛ این موضوع را تأیید می­نماید. البته روایات بسیاری وجود دارند که ایشان، تنها آن دستۀ از اسامی را تغییر می­دادند که یا دلالت بر شرک و بت­پرستی می­نمودند و یا معانی ناپسندی داشتند[3]. البته، با وجود آزاد بودن اشخاص در انتخاب نام، سزاوار است که انتخاب بهتری داشته و نام مناسب­تری­ را برگزیند و به سفارشات پیشوایان در این زمینه عمل نماید که به یکی از آنها اشاره می­نماییم:



 امام باقر(ع) می­فرمایند: راست­ترین اسامی آن است که بر بندگی دلالت نماید و بهترین آنها اسامی انبیاء است[4].



آنچه بیان شد، تحلیلی مختصر در مورد کلیت نامگذاری بود، اما ؛ همان گونه که در پرسش خود نیز اشاره فرمودید؛ برخی از نام ها، همانند نام مقدس "فاطمه"؛ که خداوند آن را انتخاب نموده و به پیامبر(ص) الهام فرمود، باید با نام های دیگر متفاوت بوده و به نحوی، گوشه­ای از ابعاد شخصیتی صاحب آن نام را در خود جای داده باشد. البته نیازی نیست که چنین نامی، منحصر در شخص مورد نظر بوده و سابقۀ قبلی نداشته و یا اینکه انتخاب آن برای دیگران ممنوع باشد.



نام فاطمه(س) از ریشۀ "فطم" به معنای کنده­شدن و جدا شدن می­آید[5].



حال چرا دختر پیامبر(ص) بدین اسم، نامیده­شد؟ روایات مختلفی در بررسی این موضوع وارد شده­است و با وجود اینکه هر کدام از آنها به یک جنبۀ از دلایل می­پردازد، ولی با مروری در همۀ آنها، تعارضی در مفاد آنها نمی­یابیم، بلکه هر کدام از این روایات، به نوعی مکمل روایات دیگر می­باشند. بر همین اساس، تعدادی از این روایات را جهت اطلاع نقل می­نماییم:




الف: یونس بن ظبیان روایت می­نماید که امام صادق(ع) از من پرسید: آیا می­دانی که تفسیر فاطمه چیست؟ گفتم: مولای من! خودتان تفسیرش را بفرمایید. ایشان فرمودند: فاطمه(س) از هرگونه بدی و زشتی جدا شده­بود (فطمت من الشر) و اگر مولی علی(ع) با او ازدواج نمی­نمود، از ابتدای خلقت، هیچ شخص هم­تراز و صلاحیت­داری برای ازدواج با او پیدا نمی­شد[6]!




ب: امام رضا(ع) به نقل از پدرانشان از پیامبر اکرم(ص) روایت می­نمایند که ایشان فرمودند: به این دلیل اسم دخترم را "فاطمه" انتخاب نمودم، چون خداوند او و دوستانش را از آتش جهنم جدا نموده­است[7].




ج: امام باقر(ع) می­فرمایند:زمانی که فاطمه(س) پا به دنیا گذاشت، خداوند به فرشته­ای وحی نمود تا نام فاطمه را در زبان پیامبر(ص) جاری نماید، سپس خداوند، خطاب به فاطمه(س) فرمود که من تو را با علم و دانش پرورش داده و از هرگونه پلیدی جدا نمودم[8]. و ...




در پایان، باید بدانیم که دختر گرامی پیامبر(ص) که طبق نقل تمام مسلمانان؛ چه شیعه و چه اهل سنت؛ پاره­ای از تن ایشان بوده و آزار و اذیت ایشان، همانند آزار پیامبر(ص) می­باشد[9]، سزاوار انتخاب نام مناسبی بوده، تا گوشه­ای از شخصیت و ابعاد معنوی این بانوی بزرگوار، با کمک این نام، به جهانیان معرفی شود. بر همین اساس، معتقدیم که خداوند، این نام مبارک را برای ایشان برگزیده است.



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   جمعه 1390/12/05;ساعت  23:20;  توسط  یاس غریب;  | 

نامها والقاب به ترتیب حروف الفبا

  اِنسیّه   : زنی که به خصوصیات خوب انسانی اراسته شده است .

بتول   : پاک ودوراز هرگونه الودگی .

 تقیّه    : پاک وبی گناه .

 حبیبه  : دوست ورفیق،دوست داشتنی . 

 حرّه   :ازاده،زنی که اسیر شهوت ها نیست .


 حوراء  : فرشته ،زن اراسته به خصوصیات فرشتگان . 

  حوریه  : زن بهشتی،فرشته خصال

  راضیه  : زنی که به انچه خداوند برای او سرشته خرسند است.

 راکعه  : رکوع کننده در برابرخداوند .

  رشیده  : فهمیده واندیشمند .

  رضیّه  : زنی که به مقام خرسندی از خداوند رسیده . 

  ریحانه  : گل خوشبو،لطیف و مهربان .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   سه شنبه 1390/11/18;ساعت  23:14;  توسط  یاس غریب;  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم



فاطمه جان ! فاطمه!

سالها از رحلت پیامبر بزرگوار اسلام می گذرد و امروز نیز تداعی کننده آن روزی ست که فاطمه سلام الله علیها اولین روز بی پدری را تجربه کرده است!
در چنین روزهایی بوده که زهرا و علی تنها شدند و غاصبین خلافت در حق آنها از هیچ ظلمی فرو گذار نکرده اند!

علی؛  خانه نشین! فاطمه در بیت الحزان!

علی؛ دست بسته! فاطمه ی پهلو شکسته!

علی؛ مظلوم! فاطمه ی مضروب!

علی؛ استخوان در گلو! فاطمه ی میخ بر پهلو!

راستی چرا در غم علی و زهرا آسمان خون نگریست و چرا زمین بر اهل بی وفای آن تنگ و تاریک نشد؟!

راستی چه شد که فضیلت زهرا را تکذیب کردند  و حتی هیچ کس مظلومیت  او را ندید  و اگر دید؛ دلش نسوخت و اگر سوخت؛ کاری نکرد؟!

مگر نه این بود که زهرا اول دعایش در حق الجار(همسایه) بود  و بعد الدار(اهل خانه) ! پس چرا کسی به دستان پر محبت زهرا سلام الله علیها  حرمتی ننهاد؟!

بخدا سوگند غم فاطمه هنوز برای هر محب اهلبیت تازه و تازه و تازه تر می شود  و اندوه سیلی و تازیانه و میخ در بر قلبهایمان سنگینی می کند!
فاطمه جان! فاطمه! فاطمه جان! فاطمه! فاطمه جان!....

-------------------------

در کودکی به جای خلوتی در خانه می رفتم و کتابهای مرحوم مادرم را می خواندم!
از میان این کتابها به کتابهای داستانی و تاریخی علاقه داشتم و بیاد دارم چند بار مجموعه کتابهای پند تاریخ را خواندم!
البته بجز آن بخش از آن که مربوط به قضایای غصب خلافت بود!
 آنجا را هم خوانده بودم و لی چون گریه ام می گرفت و دلم برای مظلومیت زهرای اطهر می سوخت برای بارهای دوم و سوم نمی خواندم و حتی صفحاتش را باز نمی کردم(!!) زیرا غم و اندوه مولا علی برایم درد آور بود!
 
 
 
 


راستی چرا این غم ما تمامی ندارد؟! مگر  از این قضایا بیش از هزار سال نمی گذرد پس چرا شیعیان و محبین اهلبیت هنوز اینچنین بیتابند؟!

بابا طاهر چه زیبا پاسخ گفته:

مرا نه سر نه سامون آفریدن!
پریشونم پریشون آفریدن!
پریشون خاطرون رفتن در خاک
مرا از خاک ایشون آفریدن!


وقتی خدا خمیر مایه ما را می ریخت عشق زهرا را در آن ریخت!(خیلی هم ریخت!!)
از سینه پر مهر مادرانمان شیر خوردیم و زمزمه یا حسین لالایی مان بود!
پا به پای پدرانمان به حسینیه و مسجد رفتیم و در شادی و غم با اهلبیت رسول خدا صلی الله علیه و آله هم داستان شدیم!

ما با یاد ائمه زندگی کردیم و می کنیم و امید داریم با همین طینت بمیریم!!
خدایا! فرج آخرین سلاله پاک از این خاندان پاک را نزدیک گردان تا زندگی در کنارشان را نیز تجربه کنیم!

-----------------

گاهی در فضای مجازی گذرم به آدمهایی می خورد که اهلبیت را مسخره می کنند!
آدمهایی که پیش چشمشان همه چیز یا موهوم و خیالی ست و یا مشاجره اعراب است در پی فلان...!

در پیش چشم این آدمها؛ من و امثال من  احمقیم!

در مقابل این آدم ها نیز آدمهایی مثل من چند موضع دارند:

1-    آنها را آدمهای بی ریشه ای می دانند که معلوم نیست پدر و مادرشان کیست!!(ولد ...!!)
2-    آنها را آدمهایی می دانند که خدا قلبهایشان را وارونه کرده و نه اینکه نمی توانند بلکه نمی خواند حقیقت را درک کنند!

3-    آنها آدمهایی هستند که مشکلشان عاطفی ست و مثلا بر اثر برخورد بدی که از بعضی از مذهبی ها دیده اند از مذهب رانده شده اند و نه از بعضی مذهبی ها!




نمی دانم  چرا این  افراد اینگونه اند اما آنچه بیشتر نمی دانم(!!) این است که چگونه این افراد خودشان را قانع می کنند که چگونه ممکن است چیزی «موهوم و مندرآوردی» باشد اما در بازه زمانی به طول  بیش از هزار سال آدمهایی را از عامی و عادی تا فرهیخته و هنرمند تحت تاثیر خود قرار داده باشد؟!


چگونه ممکن است به اصطلاح«دعوای اعراب با همدیگر بر سر ...» باشد اما به امتداد یک تاریخ شعر و هنر و عشق و علم و عرفان بوجود آمده باشد  و روز به روز بر شور و شعور هوادارانش افزوده شده باشد؟!
چگونه ممکن است «عزا بر سر هیچ»باشد اما  حماسه های بزرگ در طول تاریخ توسط شیعیانش و پیروانش خلق شده باشد؟!

راستی چرا بعضی از آدمها فکر می کنند که فقط آنها می فهمند و هیچ کس نمی فهمد؟!
+ نوشته شده در   سه شنبه 1390/11/04;ساعت  0:4;  توسط  یاس غریب;  | 

 

هیچ باغبانی را سرزنش نمی كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچین كشیده است، چون باغ بی دیوار، از آسیب مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمی ماند.
هیچ كس هم با نام و بهانه «آزادی» دیوار خانه خود را بر نمی دارد و شبها در حیاطش را باز نمی گذارد، چون خطر رخنه دزد، جدی است.
هیچ صاحب گنج و گوهری هم، جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذران نمی گذارد تا بدرخشد، جلوه كند و چشم و دل برباید، چون خود جواهر ربوده می شود. 

  


هر چیز كه قیمتی تر باشد، درصد مراقبت از آن بالاتر می رود.
هر چه كه نفیس تر باشد، بیم ربودن و غارت بیشتر است و مواظبت لازمتر.
مگر نه اینكه آثار نفیس خطی را در موزه ها و ویترینها می گذارند، تا با لمس دستهای این و آن، خراب نشود و از ارزش نیفتد؟!
اینها همه، فرمان عقل است و اقتضای تجربه.
اگر در شیشه عطر را باز بگذاری، عطرش می پرد.
اگر رشته مروارید را در كمد و صندوق نگذاری و در آن را نبندی، گم می شود.
اگر در مقابل پنجره خانه ات، توری نزنی، از نیش پشه ها و مزاحمت مگسها در امان نخواهی بود.
وقتی راه ورود پشه ها را می بندی، خود را «مصون» ساخته ای، نه «محدود» و زندانی.
وقتی در خانه را می بندی، یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی، خانه خود را از ورود بیگانه و نگاههای مزاحم در پناه قرار داده ای، نه كه خود را در قید و بند و حصار افكنده باشی.
این را هم عقل و تجربه ات فرمان می دهد
قرآن هم می گوید: زنان خودآرایی و خودنمایی و عشوه گری نكنند، تا مورد آزار بیماردلان قرار نگیرند. (ر.ك: «فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَیَطمَعَ الّذی فی قلبهِ مرضٌ» (احزاب، آیه 32 و 33 ؛ نیز نور آیه 30 و 31)

 


اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان، خود را بپوشانیم، نه كسی ایراد می گیرد، و نه اگر هم ایراد بگیرد، اعتنا می كنی چرا كه سخنش را بی منطق و ناآگاهانه می دانی و می بینی.
اینكه: «دل باید پاك باشد»، بهانه ای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است و آویختن به شاخه «لاقیدی»، وگرنه از دل پاك هم نباید جز نگاه و رفتار پاك برخیزد.
ظاهر، آیینه باطن است و ... «از كوزه همان برون تراود كه در اوست».
زن، به خاطر ارزش و كرامتی كه دارد، باید محفوظ بماند و خود را حراج نكند و در بازار سوداگران شهوت خود را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند، نفروشد.
زن به خاطر لطافتی كه دارد، نباید در دست های خشن كامجویان دیوسیرت، كه نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنكه گل عصمتش را چیدند او را دور اندازند یا زیر پایش له كنند.
زن به خاطر عصمتی كه دارد و میراث دارِ پاكی مریم است، نباید بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه شود.
گوهر عفاف و پاكی، كم ارزش تر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست.
دزدان ایمان و غارتگران شرف نیز فراوانند.
سادگی و خامی است كه كسی خود را در معرض دید و تماشای نگاه های مسموم و چشم های ناپاك قرار دهد و به دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال كند بیماردلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمی اندازد و از زهر نگاه ها و نیش پشه های شهوت در امان می ماند


هر شاخه كه از باغ برون آرد سر ******* در میوه آن طمع كند راهگذر

 

                 


بعضی از «نگاه»ها، ویروس «گناه» منتشر می كنند و بعضی از چهره ها حشره مزاحمت جمع می كنند.
تاریخچه اندلس و شكست مسلمانان و سقوط تمدن اسلامی در اسپانیا، مگر جز به خاطر هجوم فساد غربی به كانون عفاف و تقوی مسلمانان بود؟!
خراب كردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها نشانه تیره اندیشی است، نه روشن فكری! علامت جاهلیت است، نه تمدن.
می گویی نه؟ به طومار كسانی نگاه كن كه پس از رسوایی و بی آبرویی با دو دست پشیمانی بر سر غفلت خویش می زنند و بر جهالت خود لعنت می فرستند.
كسی كه از «جماعت رسوا» نگریزد «رسوای جماعت» می شود!
آنكه ایمان را به لقمه ای نان می فروشد،
آنكه یوسف زیبایی را با چند سكه قلب عوض می كند،
آنكه «كودك عفاف» را جلوی صدها گرگ گرسنه می برد و به تماشا می گذارد، روزی هم «پشت دیوار ندامت»، اشك حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت، در آخرت هم به آتش بی پروایی خود خواهد سوخت.
از اول كه جامه عفاف، سفید و شفاف است، نباید گذاشت چرك آبه گناه بر آن بپاشد.
از اول باید مواظب بود این كاسه چینی نشكند و این جام بلورین تَرَك برندارد.
از اول نباید به پای بیگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد، كه بوته های نورس عصمت را لگدمال كند  .
ولی ... گریه بی حاصل است و بی ثمر، وقتی شاخه شكست و گل چیده شد  !!

+ نوشته شده در   پنجشنبه 1389/08/13;ساعت  17:26;  توسط  یاس غریب;  | 

 

مادرم سلام.....

فدای غربت و مظلومیتت مادر...

نمی‌دانم این همه مظلومیت و غربت تا به کی...؟؟

                                             24-2-88%20%282%29.jpg

آن روزها که در داغ فراق پدر می‌سوختی، برخی از همان صحابیان دیروز، چه زود از یاد بردند که پارۀ تن پیامبر بودی...

هبۀ پدرت را غصب کردند و حق پسر عمویت را غاصبانه دریدند...
محسن‌ات را پرپر کردند و حتّی حرمت خانۀ اهل بیت رسول را هم نگه نداشتند...
قصاوت‌شان به جایی رسید که حتّی خطبۀ غرّاء‌ ات را نشنیدند و غدیر را با همۀ عظمتش، فدای سیاست‌های ننگین‌شان کردند...

 بانوی من....

                                                      24-2-88%20%282%29.jpg


سال‌ها گذشت، برخاستیم و به دنیا و مردمانش گفتیم که ما شیعۀ پسر عمویت هستیم...
سکوت و بغض سنگین سالیان دراز را شکستیم و خودمان را شیعۀ شما نامیدیم...

امّا چه می‌شد کرد!؟ آنگاه که کفّار و بی‌دینان دندان تیز کرده بودند تا اسلام و مسلمانان را با همۀ فرقه‌ها و گروه‌هایش تار و مار کنند...

آری....
باز هم همان مصلحت‌ها و باز هم همان تقیّه‌ها و باز هم همان بغض‌ها.....
منع‌مان کردند تا دردهایت را بر سر همۀ عالم فریاد زنیم....
منع‌مان کردند تا بر بلندای تاریخ لعن کنیم، آنهایی را که حق شما خاندان عصمت را غاصبانه گرفته بودند...

 مادر جان...
با همۀ سکوت‌ها و تقیّه‌ها و هیچ نگفتن‌ها...، باز هم دست از سرمان برنمی‌دارند...

آری...
از بغض‌هایمان سوء استفاده می‌کنند و به هر بهانه‌ای که شده، سکوت‌مان را پیوند می‌زنند به اینکه همۀ اینها دروغ است....
می‌گویند اصلاً آن روزها مدینه در نداشته است....!!
می‌گویند این همه ظلمی که بر شما روا داشتند قصه و خرافه‌ای بیش نیست...!!
می‌گویند........

مادر جان...، آخر مظلومیت تا کجا...؟

آنها که هر چه خواستند کردند...! امّا چرا باز هم کینه و خصم‌شان فرو ننشسته است!؟
چرا پس از گذشت سالیان دراز، هنوز هم کر و کورند!؟

 فاطمه جان...

 

                                               24-2-88%20%282%29.jpg


هر چه می‌خواهند بکنند! هر کذبی که می‌خواهند بگویند...!
هر چه نیرنگ و کینه و خدعه دارند رو کنند...!
حتّی اگر خودشان را هم تکه تکه کنند، نمی‌توانند بی‌نشان بودنت را منکر شوند....
اگر راست می‌گویند و همۀ واقعیت‌های تاریخ را خیالی بیش نمی‌پندارند، مزارت را نشان‌مان دهند...! اگر نه، که باید در همان رؤیای کودکانۀ خودشان باشند..! هر چند کودکانه نه! ابلهانه بهتر است...!!

شاید اگر آن روز، وصیّت کردی که شبانه تو را نزد پدر ببرند....
شاید آن روز که گفتی مخفیانه راهیت کنند....
می‌دانستی که روزی، مردمی خواهند آمد که همۀ تاریخ را منکر خواهند شد...

آری...
هرچند دردناک‌ترین واقعۀ بشریّت بود...!
هر چند مظلومانه‌ترین سربرگ تاریخ را رقم زد...!
هرچند بی‌پناهی شیعیان‌تان را به همراه داشت...
 اما هر چه باشد، بی‌نشانی‌ات از همۀ تاریخ محکم‌تر است...

 ای یاس بی‌نشان....
روزی خواهد آمد که مزارت را بوسه‌باران خواهیم کرد...
می‌آید آن روزی که خورشید طلوع خواهد کرد...
می‌آید آن روزی که شب سپری خواهد شد...
می‌آید آن روز که فرزندت از بس پرده‌های غیبت رخ نشان خواهد داد...

                                                 24-2-88%20%282%29.jpg

آری...
آن روز پایان همۀ دردها است...
و ما بی‌صبرانه در انتظار آن روز موعود خواهیم بود...

التماس دعا

+ نوشته شده در   جمعه 1389/04/18;ساعت  22:43;  توسط  یاس غریب;  | 

 

                                           بسم رب الشهداء و الصديقين

السلام عليک ايتها الصديقة الشهيدة المظلومة

اي کاش ما دختران و زنان به نام کنيزان حضرت زهرا(س) در کوچه هاي بني هاشم

 گرداگردت حلقه مي زديم، سيلي و شلاق آن نامردان را به جان مي خريديم

 و نمي گذاشتيم آن پست فطرتان حرمت ناموس خدا را بشکنند.

اي کاش پهلوي ما شکسته مي شد اما تا ابد داغدار غمت نبوديم.

يا مولاتي، تا ابد شرمنده ايم از ماجراي کوچه..

اي کاش همه ما، بين ديوار و در جان مي داديم و فداي ياس علي(ع) مي شديم.

يا مولاتي يا فاطمة الزهرا(س)

لعن الله قاتلي فاطمة الزهراء

                  Shia Upload

 

+ نوشته شده در   سه شنبه 1389/02/28;ساعت  18:29;  توسط  یاس غریب;  | 

 

چون علی شد بی کس و بی همنفس
گفت یا زینب به فریادم برس

 

اندوه فراوان حضرت زهرا در لحظات ترک دنیا

علت رنجورى و ناتوانى روزافزون زهرا (علیهاالسلام) تنها بیمارى نبود، بلکه افکار و غم و غصه‏هاى فراوان، مغز و اعصاب آن بانوى عزیز را فشار مى‏داد، گاهى که در اطاق کوچک خویش بر پوستى آرمیده و بالشى که از علف پر شده بود به زیر سر داشت، افکار گوناگون بر آن حضرت هجوم مى‏آورد: آه چگونه به وصیت‏هاى پدرم اعتنا نکردند و خلافت شوهرم را غصب نمودند؟ آثار شوم و خطرناک غصب خلافت تا قیامت باقى خواهد ماند. خلافتى که بوسیله‏ى زور و حیله‏بازى بر ملت تحمیل شد، عاقبت خوبى ندارد. علت پیشرفت و ترقى اسلام و عظمت مسلمین، اتحاد و یگانگى جهان مسلمین بود، آه چه نیروى بزرگى را از دست دادند! اختلافات را در داخل خودشان کشاندند، نیروى واحد و مقتدر اسلام را به نیروهاى پراکنده تبدیل نمودند. جهان اسلام را در مسیر ناتوانى و ضعف و پراکندگى و ذلت انداختند. آه آیا من همان فاطمه و عزیز کرده پیغمبرم که در بستر بیمارى افتاده‏ام و در اثر ضربات همین امت از درد مى‏نالم و مرگ را بالعیان مشاهده مى‏کنم؟! پس آن همه سفارشهاى پیغمبر چه شد؟ خدایا على (علیه‏السلام) را چکنم که با وجود آن همه شجاعت و قدرتى که در او سراغ دارم در وضعى گرفتار شده که ناچار است براى حفظ مصالح اسلام دست بر روى دست بگذارد و در قبال غصب حق مشروعش سکوت اختیار کند؟ آه مرگ من نزدیک شده و در روزگار جوانى از دنیا مى‏روم و از غم و غصه نجات مى‏یابم، اما کودکان یتیم را چه کنم؟ حسن و حسین و زینب و ام‏کلثومم یتیم و بى سرپرست مى‏شوند. آه، چه مصیباتى بر سر عزیزانم وارد خواهد آمد، من بارها از پدرم مى‏شنیدم که مى‏فرمود: حسنت را مسموم مى‏کنند و حسینت را با شمشیر به قتل مى‏رسانند. هم اکنون آثار و علائمش را مى بینم.
گاهى حسین کوچک را مى‏گرفت و زیر گلویش را مى‏بوسید و براى مصیباتش اشک مى‏ریخت. گاهى حسن را به سینه مى‏چسبانید و بر لبهاى معصومش بوسه مى‏زد. گاهى گرفتاریهاى آینده و حوادث طاقت‏فرساى زینب و ام‏کلثوم را به یاد مى‏آورد و براى آنان مى‏گریست.
آرى امثال این افکار ناراحت کننده بود که زهراى عزیز را رنج مى‏داد
و روز بروز رنجورتر و ضعیف‏تر مى‏شد.
در روایت وارد شده که فاطمه (علیهاالسلام) در هنگام وفات گریه مى‏کرد، على (علیه‏السلام) فرمود: چرا گریه مى‏کنى؟ پاسخ داد: براى گرفتارى‏هاى آینده‏ى تو گریه مى‏کنم. فرمود: گریه نکن، به خدا سوگند اینگونه امور در نزد من مهم نیست.

+ نوشته شده در   یکشنبه 1388/12/23;ساعت  22:29;  توسط  یاس غریب;  | 

 

لبخند فاطمه .......و نور افشانی بر اهل  بهشت

پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله – می­فرماید: هنگامی که اهل بهشت در بهشت غرق

 در نعمت­های بهشتند، ناگهان اهل بهشت را نوری فرا می­گیرد، پس برخی

 از آنان به برخی می­گویند: این چه نوری است؟

 شاید خداوند بزرگ بر ما نظری نموده است.

 پس فرشته­ای به نام رضوان، خطاب می­کند:

نه این چنین نیست، بلکه علی – علیه السلام -

 و فاطمه – سلام الله تعالی علیها -

 مِزاحی نموده و فاطمه – سلام الله تعالی علیها -

 تبسّم کرده و این نور، پرتویی از نور نگین دندان فاطمه زهرا است.


 مجلسي، بحارالانوار، ج 43، ص 45؛ روح المعاني، ج 29، ص 159 .

 

+ نوشته شده در   چهارشنبه 1388/12/12;ساعت  19:39;  توسط  یاس غریب;  | 

شهادت حضرت فاطمه

آتش گرفت سوخت در خانه علی(ع)          در خون نشست سینه پروانه علی(ع)

فاطمه پشت در افتاد لگد سنگین بود    تلخی کام علی(ع) بر چه کسی شیرین بود؟...

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت...

همه گفتند یا شب گریه کن یا روز یا زهرا(س)...

یا امیرالمومنین روحی فداک             آسمان را دفن کردی زیر خاک؟...
آه را در دل نهان کردی چرا؟              ماه را در گل نهان کردی چرا؟
یا علی(ع) جان تربت زهرا کجاست؟      یادگار غربت زهرا(س) کجاست؟...

و اکنون چهارده قرن است که شیعه آرام می گرید...

+ نوشته شده در   جمعه 1388/11/02;ساعت  21:14;  توسط  یاس غریب;  | 

                                   عالم فدک فاطمه(س) است

 

حضرت فاطمه زهرا(س)علیه نشان داد زن بودن یعنی چه:

از امام صادق عليه‏السلام نقل شده است كه فرمودند: تسبيح حضرت فاطمه عليها‏السلام بعد از هر نماز نزد من از هزار ركعت نماز در هر روز محبوب‏تر است.هچنين امام صادق عليه‏السلام درباره تسبيح فاطمه زهرا عليها‏لسلام فرمودند: چون به خوابگاه خود رفتي، سي و چهار بار اللّه‏ اكبر، سي و سه بار الحمد للّه‏ و سي و سه بار سبحان اللّه‏ بگو و آية الكرسي و دو سوره معوذتين را با ده آيه اول سوره  صافات و ده آیه از اخرش را بخوان

 

صلوات بر فاطمه (س) :


يكي از عبادتهاي ديني درود و صلوات فرستادن بر حضرت ختمي مرتبت و اهل بيت معصوم آن حضرت است. اين عبادت ريشه قرآني دارد و خداوند متعال در قرآن به آن دستور داده است. «اِنَّ اللّه‏َ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليما»

+ نوشته شده در   پنجشنبه 1388/09/19;ساعت  17:54;  توسط  یاس غریب;  | 

  •                                 بسم رب الکو ثر

زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری!

 ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم

 که معنویت رشته های چادرت دست نیاز می آویزد

 و معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند.

 برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.

تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر غریبانه زیستی

و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی

 

رسول خدا (ص) می فرمایند:

«زهرا عصاره عصمت است و اگر كمال و جمال تجسمي بود همانا فاطمه مي شد».

 حضرت فاطمه مرضيه (س)  در وصف مصیبت هایی که بر سرش آمد می گویند:

«مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.»

 

+ نوشته شده در   دوشنبه 1388/06/16;ساعت  18:3;  توسط  یاس غریب;  | 

                                به خدای یگانه بانوی اسلام و سرورزنان

پاک ترین زنان جهان, پاره تن پیامبران, مادر ائمه اطهار, وارث سید انبیا, همسر سید اوصیا,

انسیه حورا, بتول عذرا, بانوی شهید ستم دیده, حضرت فاطمه زهرا که درود خداوند به امتداد

هستی آسمان و زمین بر او, پدر, همسر و فرزندانش باد.

 

آری فاطمه زهرا، کسی که نورش هلال ماه رمضان را محو و نا پیدا می کرد

کسی که در بهشت برایش بارگاهی از یاقوت سرخ است

یکی از اهل کسا، یکی از افراد مباهله، پاک تر از آیه تطهیر

کسی که جبرئیل به هنگام نزول آیه تطهیر به پیوند با آن افتخار می کند

عزیز ترین مردم نزد رسول خدا، آری عزیز ترین

حال چه شده، عزیز ترین مردم در میان کوچه ها در آن غوغا به زیر دست

و پا صدای ناله فرزندش را می شنود

 اس ام اس تبریک ازدواج حضرت علی (ع) و فاطمه (س)
 

رد خونش به روی دیوار است، جای غلاف شمشیر بر روی بازویش

در میان آتش  و دود و خون، صدای ناله دخترش را می شنود


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   جمعه 1388/03/22;ساعت  12:41;  توسط  یاس غریب;  | 

به نام خدای محبوبم
 
علی(ع)آرام اشک مي ريزد. مي خواهد زبان بگشايد و با فاطمه (س) درد دل کند اما مي هراسد که ضجه اي از دل دردانه پيامبر برخيزد و زمين و زمان را به هم بدوزد و شراره هاي اشک او آتش بر عالم اندازد، اما نه، براي درد

                        اس ام اس ایام فاطمیه - اس ام اس شهادت حضرت فاطمه(س) - www.RadsMs.com

فاطمه جان! اندکي صبر کن؛ مگذار غم تنهايي و غربت، آتش بر قلب علي (ع) اندازد مگر نه آن که در شب هاي بي کسي علي (ع) پا به پاي او کوبه کرامت خويش را بر درهاي جهالت مردم کوبيدي تا شايد صداي مردي از پس آن به حمايت از علي شنيده شود اما دريغ از يک مرد..

اس ام اس و پیامک شهادت حضرت فاطمه (س) - www.radsms.com 

 

اي آسمان سرشار از ابرهاي دلتنگي، اي بانوي آفتاب، آب و آتش را چه به تفاهم، که آب چشم تو هرگز با آتش قلبت جمع نمي شود و يقين همان آتش درونت بود که همه وجودت را بلعيد و آن گاه شعله ور شد که مرد زندگيت را دست بسته در ميان مردمي ديدي که پوست سياست به دندان گرفته بودند و چوب حراج بر پيکر شرافت وجودي خويش مي کوبيدند و عجيب نيست که در ميان چنين قومي، التماس هاي مظلومانه ات نيز نتواند گره طناب مقدس مآبان را از دست هاي علي (ع) بگشايد.

 

Image and video hosting by TinyPic

 

اما روزگار غريبي است زماني که سلام فاطمه بي جواب مي ماند. غم و اندوه هجر رسول (ص) همسايه ديوار به ديوار دل فاطمه ) مي شود. اي عصمت عظماي الهي! روزگار بي تو بودن يعني خاکستر شدن با آتش بي کسي و تنهايي؛ چرا که بعد از رفتنت غربت با علي (ع) قرابت خواهد نمود و هنگام عروج تو با هودجي از نور، علي (ع) نيز در خيمه بي کسي خويش به ياد روزهاي با فاطمه (س) بودن آرام آرام خواهد گريست. چرا که غروبت آيه هاي غربت علي (ع) است.

ای خدای فاطمه ما را دریاب

به حال خود وامگذار

 
+ نوشته شده در   شنبه 1388/02/19;ساعت  13:26;  توسط  یاس غریب;  | 

 

                     بســـــم رب الــــــــــزهــــــــــــرا

زهرای من بر یاری من جان سپر کرد 
                                                                         از کوچه ها با چادر خاکی گذرد کرد

 

 http://radsms.com/image/image_post/sms_fatemiye/sms-ayame-fatemiyeh.jpghttp://radsms.com/image/image_post/sms_fatemiye/sms-ayame-fatemiyeh.jpg

 و میان شب غریب علی که نگاه مهر فاطمه بر صورتش خیره ماند و میان روزی که سیلی بر دستان

 دردانه ی محمد(ص)زدند....تنها خدا میداند که مهدی آن شب بر بی پناهی مادر آسمان وار گریست

 که نامو س علی بود که آنگونه یزید وار تازیانه میخورد وبه عشق عشقش خم به ماه چهره نیاورد.

                                                    التمــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــا

                                      

+ نوشته شده در   جمعه 1388/01/28;ساعت  17:18;  توسط  یاس غریب;  | 

                                                مهدي جان از مادرت بگو

مهدی جان هر چه زود تر ظهور کن و برایم از مادرت فاطمه بگو.

مادری که نه حرم دارد و نه تا آخرین لحظات زندگی یکدم آرامش نداشت .

امان از شام و امان از کوفه

http://www.radsms.com//image/image_post/sms_fatemiye/ayyame-fatemiye.jpg

 

يا فاطمه قربون اون مظلوميتت برم حسين هم مثل تو مظلوم بود .

هفتاد و پنج روز جاي سيلي دستاي اون نامردارو رو صورتت از علي پنهان كردي .

الهي بميرم واسه مظلوميتت .

*بي بي بي حرم قبرت كجاست مادر*

نمي دونم ديگه چي بگم

زبونم ديگه از گفتن درد دلهاي علي قاصره و گلوم هم از بقض پر شده .

يا فاطمه ، تو رو به جان حسين شفاعتمونو تو اون دنيا بكن.  

يا امام زمان (عج) تو رو بجان فاطمه زهرا هر چه زودتر ظهور كن وما رو از اين همه گناه نجات بده .

                                                                يا فاطمه اشفعي لي عند الله

+ نوشته شده در   شنبه 1388/01/08;ساعت  8:34;  توسط  یاس غریب;  |